درهم گویی
سلام عشق من که هر روز خوردنی تر از قبل میشی. اینقدر هر روز با کارها و کلمات جدید غافلگیر میشم که دیگه نمیشه همه را بنویسم ولی سعی میکنم تا جایی که بتونم برات بگم.
مدتی بود عاشق عمو پورنگ شده بودی و به خاطر همین برات DVD Player خریدیم تا بتونی CDهای عمو پورنگو ببینی.تو این دو روز اسم من و بابا و عمو پورنگ به مامان سی دی،بابا سی دی و عمو سی دی تغییر یافته.خودت یاد گرفتی دستگاهو خاموش روشن میکنی و درشو هم باز میکنی.
علاوه بر عمو پورنگ به تماشای مستند هم علاقه داری خصوصا اگه راجع به هواپیما(هَما)،فیل(فول)،اسب(اَتب)،ماهی(مایی) و اکثر حیوانات و پرندگان باشه. به کرگدن میگی دَردَدَن. عاشق این مدلی حرف زدنتم که همه چیزو با د میگی.
فکر کنم بیشتر از 1ماهه که اسم من و بابا و خاله مهدیه را یاد گرفتی.به بابا میگی لولولا یا باباللا . مرضیه هم میشه مَضیا ، مهدیه هم مَدیا یا مَدلا.
الهی قربون اون لبهای کوچولوت برم، دقیقا پارسال وقتی 8 ماهه شدی بوسیدنو یاد گرفتی و دهنتو باز میکردی و میذاشتی روی صورتم،بعد از چند ماه فقط از راه دور بوس میفرستادی ،حالا در سن 1سال و 8 ماهگی اینقدر محکم وقشنگ بوسم مسکنی که از ذوق ضعف میکنم.خدایا شکرت که چنین پسر گلی دارم.خیلی مهربون و با احساسی،بعضی وقتا که دراز میکشم، میپری روی شکمم و من میگم وااای، شروع میکنی بوس فرستادن و نازی کردن.
پازل وسایل نقلیه را کامل یاد گرفتی.از فلش کارتهاتم فقط دامن برات عجیب بوده و هنوز بلد نیستی. به جارو هم امشب میگفتی پا
یه جورایی هم حق داری آخه از این جاروها دیگه جایی پیدا نمیشه.بعدا عکسشو میگذارم .
امشب برات نمایش عرسکی بازی کردم حسابی کیف کرده بودی و اینقدر خندیدی که میخواستم از خوشحالی بال دربیارم.
نصفه شبها گاهی اوقات آب میخوری.خیلی باحاله میشینی و با چشمای بسته میگه آب آب و به بالای تختت اشاره میکنی و وقتی هم خوردی دوباره به همون بالا اشاره میکنی و میگی بالا بالا و تا لیوانو سرجاش نگذارم نمی خوابی.
دو شب پیش یه بخشی از خنده بازاربود که مثلا داخل هواپیما هستن، همین که دیدی با ذوق میگی هَما هَما.امشب هم یه داشت پله های هواپیما که امام میاد پایین را نشون میداد دوباره میگی هَمااا. انشاله خلبان بشی مادر




درهم گویی